دانلودکده مهمون من باش
جهت خرید آنلاین به پست ثابت مراجعه کرده و یا بر روی لینک های مرتبط هر پست کلیک کرده تا به پست اصلی فایل هدایت شوید.
درباره وبلاگ


دانلود گزارشکارشیمی،پایان نامه، پروژه و مقالات مرتبط به رشته شیمی ،سوالات استخدامی نفت و گاز به همراه مطالب آموزنده و خواندنی
abas_rezania@yahoo.com

مدیر وبلاگ : عباس رضانیا
نویسندگان
دفتر عشق
چهارشنبه 29 مرداد 1393

دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــدم
اونیکه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــد
تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــم
از دســـت قــــلبم شاکیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــی م
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلـــــــــــــــــــــــ ـرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماس رو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : دفتر عشق، عاشقانه، زیبا و خواندنی، دل نوشته،
لینک های مرتبط :
لبخند تو
سه شنبه 28 مرداد 1393

لبخند تو
هزینه ای ندارد ؛ ولی بسیار
چیزهای گرانبها می آفریند.
کسانی را که دریافتش می کنند غنی
 
می سازد ، ولی کسانی را که آن را می
بخشند فقیر نمی کند.
 
به سرعت برق می آید ، اما خاطره اش
 
تا ابد پایدار می ماند.
هیچ کس آنقدرها غنی نیست که
 
بتواند بی آن سرکند و هیچ کس آن
 
قدرها فقیر نیست که
 
نتواند از منافع آن بهره مند گردد.
 
در خانه شادمانی و خوشی می آفریند
،  در تجارت خیر و برکت می آورد و
 
نشانه دوستی و محبت است .
آن را نمی شود خرید ، گدایی کرد ،
 
قرض گرفت و یا دزدید ؛ زیرا کالایی
 
زمینی
نیست و تا وقتی بخشیده نشود ، به
 
دست نمی آید .
 
آرامش پس از خستگی ، روز روشن پس
از شب ناامیدی ، خورشید شادمانی پس
 
از ابرهای
 
اندوه ؛
 
و بهترین پادزهربرای حل مسائل
 
زندگی است .
 
و اگر در لحظه ای از روز خود با
 
فردی برخورد کردید که آنقدر خسته
 
بود که
نتوانست به شما لبخند بزند ، آیا
 
شما یکی از لبخندهای
 
زندگی بخشتان را به او هدیه می
 
کنید ؟... چون هیچکس به اندازه
آدمهایی که دیگر
 
لبخندی ندارند تا نثار کسی کنند
 
نیازمند لبخند نیست .
پس سخاوت را آذین بخش رفتار خود
کنید تا این هدیه آسمانی نثار
 
همگان شود.
 
لبخند بزنید :)





نوع مطلب : فرهنگ و ادب،  زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : لبخند تو، متن های جالب، حکیمانه، زیبا و پندآموز،
لینک های مرتبط :
تفاوت های من و رئیسم!!!
سه شنبه 28 مرداد 1393

          

وقتی من یك كاری را دیر تمام می‌كنم، من كند هستم.
وقتی رئیسم كار را طول دهد، او دقیق و كامل است.

وقتی من كاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد، او مشغول است.

وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتی رئیسم این كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همكاری می‌كند.

وقتی من اشتباهی كنم، من نادان هستم.
وقتی رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.

وقتی من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.
وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتی یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.
وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی كار كرده است.

وقتی من كار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.
وقتی من كار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌كند.





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : زیبا و خواندنی، تفاوت، من و رئیسم، مطالب جالب،
لینک های مرتبط :
نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین
سه شنبه 21 مرداد 1393

دخترم! اینجا شب است، یک شب نوئل و من از تو بسی دورم، خیلی دور، اما تصویر تو آنجا روی میز هست، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست، اما تو کجایی؟ آنجا در صحنه پر شکوه تئاتر هنرنمایی می کنی؟ شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه، نقش آن “شهدخت ایرانی” است که اسیر تاتارها شده است. شاهزاده خانم باش و بمان، ستاره باش و بدرخش اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران، عطر مستی آور گل هایی که برایت فرستاده اند، تو را فرصت هشیاری داد نامه پدرت را بخوان. صدای کف زدن های تماشاگران گاه تو را به آسمان ها خواهد برد، برو! آنجا برو. اما گاهی نیز بر روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن: زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد؛ من نیز یکی از اینان بودم، من طعم گرسنگی را چشیده ام من درد بی خانمانی را کشیده ام و از اینها بیشتر، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند، احساس کرده ام. با این همه من زنده ام و از زندگانی پیش از آنکه مرگ فرا رسد نباید حرفی زد.

دخترم در دنیایی که تو زندگی می کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسر فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس، حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و اگر پولی برای خریدن لباس های بچه اش نداشت پنهانی پولی در جیب شوهرش بگذار! گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد، مردم را نگاه کن، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن و دست کم روزی یک بار با خود بگو:”من هم یکی از آنان هستم” آری تو هم یک از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند. وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولین تاکسی خودت را به حومه پاریس برسان، من آنجا را خوب می شناسم. از قرنها پیش آنجا گهواره کولیان بوده است در آنجا رقاصه هایی مثل خودت خواهی دید، اما زیباتر از تو! مغرورتر از تو! اعتراف کن دخترم، همیشه کسی هست که بهتر از تو میرقصد. همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند و این را بدان که در خانواده چارلی هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران، یک گدای کنار رود سن ناسزا بگوید. همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست، این مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد. اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای ان است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم.
من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بندبازانی که بر ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام اما این حقیقت را به تو بگویم دخترم، مردمان روی زمین استوار بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس جهان تو را فریب دهد، آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبایی تو را گول زند و آن روز تو بندبازی ناشی خواهی بود و بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.دل به زر و زیور نبند، زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و این الماس بر گردن همه می درخشد اما روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی، با او یک دل باش، کار تو بس دشوار است این را می دانم. به روی صحنه جز تکه ای حریر نازک چیزی تن تو را نمی پوشاند، به خاطر هنر می توان عریان روی صحنه رفت و پوشیده تر و پاکیزه تر بازگشت، اما هیچ چیز هیچ کس دیگر در این دنیا نیست که شایسته آن باشد. برهنگی بیماری عصر ماست. من پیرمردم و شاید حرف خنده آور می زنم اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریان اش را دوست می داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی. می دانم که پدران و فرزندان همیشه جنگی جاودانه با یکدیگر دارند. با اندیشه های من جنگ کن دخترم. من از کودکان مطیع خوشم نمی آید با این همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند می خواهم یک امید به خود بدهم؛ امشب شب نوئل است، شب معجزه است و امیدوارم معجزه است و امیدوارم معجزه ای رخ بدهد تا تو آنچه را که من به راستی می خواستم بگویم دریافته باشی. دخترم چارلی را، پدرت را فراموش نکن، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم تو نیز تلاش کن که حقیقتاً آدم باشی.





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین، نامه مشهور چارلی چاپلین، سخنان بزرگان،
لینک های مرتبط :
نامه ی ابراهام لینکن به آموزگار پسرش
دوشنبه 20 مرداد 1393

او باید بداند که همه ی مردم عادل و همه ی آن ها صادق نیستند . اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان های صدیق هم وجود دارند . به او بگویید که به ازای هر سیاست مدار خودخواه ، رهبر با همتی هم وجود دارد، به او بیموزید که در ازای هر دشمن دوستی هم است . می دانم که وقت می گیرد ؛ اما به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند ، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار پیدا کند . به او بیاموزید که از باختن پند گیرد و از پیروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر دارید . به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاداور شوید . اگر می توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید . به او بگویید تعمق کند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان ، به گل های درون باغچه ، به زنبور هایی که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود . به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد . به او فرا دهید که با ملایم ها ملایم و با گردن کشان گردن کش باشد . به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند . به او یاد دهید که همه ی حرف ها را بشنود و سپس سخن درست را انتخاب نماید . ارزش های زندگی را به فرزندم آموزش دهید . به او یاد دهید که در اوج اندوه تبسم را با خود به همراه داشته باشد . به او بگویید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد . به او بیاموزید که برای عقل و شعورش می تواند قیمت بگذارد اما برای دل قیمت گذاری بی معنا است . به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند ، پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد . در کار تدریس به فرزندم ، ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازک نارنجی و نازپرورده نسازید . بگذارید او شجاع باشد . به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زیادی است ؛ اما ببینید چه کار می تواتنید بکنید .





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : نامه ی ابراهام لینکن به آموزگار پسرش، نامه مشهور لینکلن، سخنان بزرگان،
لینک های مرتبط :
اشعار حسین پناهی
دوشنبه 20 مرداد 1393

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از كشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
كودكان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم 

حسین پناهی





نوع مطلب : فرهنگ و ادب،  زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : اشعار حسین پناهی، قطعه های ادبی زیبا، شعرهای ماندگار،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   4   5   6   7   8   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • تعداد کل پست ها :
  • تعداد بازدید امروز از وبلاگ :
  • تعداد بازدید دیروز از وبلاگ :
  • تعداد بازدید این ماه :
  • تعداد بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic