مهمون من باش
بخند، بگذار همه بفهمند که قوی تر از دیروزی.
یلدای 93
سفیدی برف را برای روحت
سرخی انار را برای قلبت
شیرینی هندوانه را برای عشقت
و بلندای یلدا را برای زندگی قشنگت آرزومندم
یلداتون مبارک

بیا تا در بلندترین فرصت شبانه
از هزار رنگی پاییز به یکرنگی زمستان برسیم
و همه باهم دعای فرج رازمزمه کنیم.
این طالب بدم المقتول بکربلا

شب یلداست مراقب باش خرابت نکند
غافل از واقعه ی کرببلایت نکند
ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی
آنچنان باش که ارباب جوابت نکند

همچون الف رسید ولی مثل دال رفت
در مجلسی که بود برایش محال رفت
باور کنید شب یلدا بلند نیست
اندازه شبی که رقیه ز حال رفت

درنای خشک مرثیه خوان نمانده است
طفلی برای زینت کبری نمانده است
باید به جای حافظ و سعدی لهوف خواند
دیگر برای ما شب یلدا نمانده است
یا حسین





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، فرهنگ و ادب، تصاویر زیبا، 
برچسب ها : یلدای 93، شب یلدا، بلندترین شب سال، پیامک شب یلدا، اس ام اس و پیامک تبریک شب یلدا،
لینک های مرتبط :


در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی


حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی


اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی


آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی


از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند .دکتر علی شریعتی


از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی


این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی


حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏كند . دکتر علی شریعتی


حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی


مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی


امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی


فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی


حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی


مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی


"آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی


اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟دکتر علی شریعتی





نوع مطلب : فرهنگ و ادب،  زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، جملات کوتاه، درباره امام حسین علیه السلام، سخنان گهربار شریعتی، مطالب زیبا و آموزنده، امام حسین (ع)،
لینک های مرتبط :
جمعه 9 آبان 1393 :: نویسنده : عباس رضانیا

مرد قدم هایش را آهسته بر می داشت ، کمی صبر کرد... پشت سرش را نگاه کرد آخری هم رفته بود...   -خدایا اینجا دیگر کجاست!!؟؟ لحظه ای مکث کرد... بغض گلویش را گرفته بود سرش را پایین انداخت دستش را دید ، همان دستی که برای حسین نوشته بود بیا ، که کوفیان آماده  یاری تواند... ،اما ای کاش نسیمی قصه نامردی کوفیان را به حسین می رساند ، حسین میا به کوفه ، همه چیز عوض شده .

 مگر اینان نبودند که نوشتند: ما دوستان تو و پدرت علی، لحظات را یکی پس از دیگری به شمارش در آورده ایم ... دوری شما برایمان سخت است ... بیا که میوه ها بر شاخه ها سنگینی می کنند و زمین کوفه سرسبز است ... شتاب کن که به اسب هایمان سم تازه زده ایم!! و شمشیر هایمان برنده تر از همیشه آماده یاری توست!! هرگاه اراده نمائید قدم بر چشمان ما نهاده اید . و سلام و رحمت خدا بر تو و بر پدرت.

و  اما غربت کوفه سفیر حسین را بالای دار الاماره برد... از میزبانان کوفه پرسیدند : چرا مسلم را  یاری نمی کنید ؟؟ دست و پایشان را جمع کردند و گفتند ما حسین را دعوت نموده ایم هرگاه او آمد یاری اش میکنیم ، شما قضاوت کنید... ما از کجا صحت عمل این سفیر را بدانیم و یاریش کنیم!!!

 تمام آن هزاران مرد / که با او عهد بستند  /  به هنگام "بلا" هنگامه سختی  /شگفتا  عهد بشکستند /   یکی از قطع نان ترسید  /   یکی مرعوب قدرت بود  /  یکی مجذوب زر، مغلوب درهم، عاشق دینار  /  چه شد آن عهدهای سخت ؟  /  چه شد آن دستهای گرم بیعتگر ؟        کجا ماندند ؟ ...  /  کجا رفتند ؟ ...  /  که مسلم ماند و شهری بی وفا مردم ؟ ... .

تو را می خوانم ای خداوند مهربان و از تو می خواهم در فرج فرزند حسین علیه السلام شتاب نمائی و باور کنی ما از تکرار تاریخ خسته ایم ...

 





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : عاشورای حسینی، تکرار تاریخ، محرم الحرام، عشق حسینی، مطالب عاشورایی، کربلای عاشقان،
لینک های مرتبط :

مالک اشتر
عمار: سری به چادر علی بزن 
مالک: می ترسم حرفی بزنم و او را مکدر کنم 
عمار: مالک، علی بیش از همه ما تو را دوست دارد 
مالک: ای کاش قادر بودم، علی را به روزگاری ببرم که مردمش قدر همچون او را می دانستند 
عمار: می رود مالک، می رود، تا دنیا دنیاست، چشم بنی آدم دنبال علی می گردد.




نوع مطلب : تصاویر زیبا،  زیبا،آموزنده و خواندنی، 
برچسب ها : حضرت علی علیه السلام، مالک اشتر، عمار، تصاویر زیبا، دیالوگ های ماندگار،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 مهر 1393 :: نویسنده : عباس رضانیا


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

کار خوبه خدا درست کنه...
مدیر وبلاگ : عباس رضانیا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات