مهمون من باش
بخند، بگذار همه بفهمند که قوی تر از دیروزی.
سه شنبه 25 شهریور 1393 :: نویسنده : عباس رضانیا

سقراط

 

در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یكی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت:سقراط، آیا می‌دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟“سقراط جواب داد: ”یك لحظه صبر كن، قبل از اینكه چیزی به من بگویی، مایلم كه از یك آزمون كوچك بگذری. این آزمون، پالایش سه‌گانه نام دارد .

آشنای سقراط: ”پالایش سه‌گانه؟“

سقراط: ”درست است، قبل از اینكه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است كه چند لحظه وقت صرف كنیم و ببینیم كه چه می‌خواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو كاملا مطمئن هستی كه آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی حقیقت است؟“

آشنای سقراط: ”نه، در واقع من فقط آن را شنیده‌ام و...“

سقراط: ”بسیار خوب، پس تو واقعا نمی‌دانی كه آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟“

آشنای سقراط: ”نه، برعكس...“

سقراط: ” پس تو می‌خواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی كه حقیقت داشته باشد. با این وجود ممكن است كه تو از آزمون عبور كنی، زیرا هنوز یك سوال دیگر باقی مانده است: مرحله پالایش سودمندی. آیا آنچه كه درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟“

آشنای سقراط: ” نه، نه حقیقتا.“

سقراط نتیجه‌گیری كرد: ”بسیار خوب، اگر آنچه كه می‌خواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا می‌خواهی به من بگویی؟“


 

 





نوع مطلب : زیبا،آموزنده و خواندنی، داستان های کوتاه، 
برچسب ها : داستان زیبا، سقراط، پالایش سه گانه، دوست خوب،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

کار خوبه خدا درست کنه...
مدیر وبلاگ : عباس رضانیا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات